تبلیغات
وبلاگ سرگرمی و تفریحی هانوفر سایه - حاشیه ای از مراسم اربعین در بیت رهبری


درباره وبلاگ:


آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها :


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

حاشیه ای از مراسم اربعین در بیت رهبری

نوشته شده توسط:saye sayan
پنجشنبه 7 بهمن 1389-09:51 ب.ظ

«کیوان عزتی» در وبلاگ «یک استکان چای داغ» نوشت:

مشغول تماشای پخش مراسم اربعین حسینی و عزاداری دانشجویان در محضر امام خامنه ای روحی فداه بودم که مطلبی توجهم را به خود جلب کرد، زمانی که مداح جوان مراسم ، روضه ی حضور جابر در کنار قبر مطهر امام حسین علیه السلام در اربعین را می خواند مقام معظم رهبری به شدت می گریستند، اما وقتی مداح روضه ی حضور اهل بیت در روز اربعین در کنار قبر مطهر را شروع کرد ایشان سر خود را بلند کرده و بدون گریه و یا حتی بدون اینکه دستشان را طبق معمول مقابل صورت بگیرند به روبرو نگاه می کردند. بلافاصله به یاد حرف شهید مطهری در کتاب حماسه ی حسینی افتادم که ایشان بازگشت اسرا را در روز اربعین به کربلا از تحریفات عاشورا می دانند.

 ایشان می نویسند:

«نمونه دیگر، اربعین است. اربعین كه می‏رسد، همه، این روضه را می‏خوانند و مردم هم خیال می‏كنند این طور است كه اسراء از شام به كربلا آمدند و در آنجا با جابر ملاقات كردند و امام زین العابدین هم با جابر ملاقات كرد . در صورتی كه بجز در كتاب لهوف كه آن هم نویسنده‏اش یعنی‏ سید بن طاووس در كتابهای دیگرش آن را تكذیب كرده و لااقل تایید نكرده‏ است، در هیچ كتاب دیگری چنین چیزی نیست و هیچ دلیل عقلی هم این را تایید نمی‏كند ، ولی مگر می‏شود این قضایائی را كه هر سال گفته می‏شود از مردم گرفت؟! جابر اولین زائر امام حسین علیه‏السلام بوده است و اربعین‏ هم جز موضوع زیارت قبر امام حسین علیه‏السلام هیچ چیز دیگری ندارد. موضوع‏ تجدید عزای اهل بیت نیست، موضوع آمدن اهل بیت به كربلا نیست، اصلا راه شام از كربلا نیست ، راه شام به مدینه، از همان شام جدا می‏شود.»

البته هدفم از بیان حالت مقام معظم رهبری این نیست که با قطع و یقین بگویم که ایشان این روضه را از تحریفات می دانند و لذا علی رغم تلاش مداح برای ارائه ی روضه ای جانسوز ، ایشان اصلا نگریستند. و یا اینکه این روضه را جعلی می دانم، بلکه هدف اصلی بیان این نکته است که بقول شهید مطهری:

« آن چیزی كه بیشتر دل انسان را به درد می‏آورد اینست كه اتفاقا در میان‏ وقایع تاریخی كمتر واقعه‏ای است كه از نظر نقلهای معتبر به اندازه حادثه‏ كربلا غنی باشد . من در سابق خیال می‏كردم كه اساسا علت اینكه این همه دروغ در این مورد پیدا شده ، این است كه وقایع‏ راستین را كسی نمی‏داند كه چه بوده است ، بعد كه مطالعه كردم دیدم اتفاقا هیچ حادثه‏ای در تاریخهای دور دست مثل سیزده ، چهارده قرن پیش به اندازه‏ حادثه كربلا تاریخ معتبر ندارد . مورخین معتبر اسلامی از همان قرون اول و دوم قضایا را با سندهای معتبر نقل كردند و این نقلها با یكدیگر انطباق‏ دارد و به یكدیگر نزدیك هستند ، و یك قضایائی در كار بوده است كه سبب‏ شده جزئیات این تاریخ بماند . یكی از چیزهائی كه سبب شده متن این حادثه‏ محفوظ بماند و هدفش شناخته شود این است كه در این حادثه خطبه زیاد خوانده شده . در آن عصرها خطبه حكم اعلامیه در این عصر را داشت . همان‏ طور كه در این عصر ، در جنگها مخصوصا اعلامیه‏های رسمی بهترین چیزی است كه‏ متن تاریخ را نشان بدهد ، در آن زمان هم خطبه‏ها این طور بوده است . لذا خطبه زیاد است ، چه قبل از حادثه كربلا و چه در خلال آن و چه بعد از آن كه‏ اهل بیت در كوفه ، در شام ، در جاهای دیگر خطبه‏هایی ایراد كردند . و اصلا هدف آنها از این خطبه‏ها این بود كه می‏خواستند به مردم اعلام كنند كه چه‏ گذشت و قضایا چه بود و هدف چه بود ، و این خودش یك انگیزه‏ای بوده كه‏ قضایا نقل شود . در قضیه كربلا سؤال و جواب زیاد شده است و همینها در متن تاریخ ثبت‏ است كه ماهیت قضیه را به ما نشان می‏دهد . در كربلا رجز زیاد خوانده شده است ، مخصوصا شخص ابا عبدالله زیاد رجز خوانده است و همین رجزها می‏تواند ماهیت قضیه را نشان بدهد .در قضیه كربلا چه قبل و چه بعد از آن ، نامه‏های زیادی مبادله شده است ، نامه‏هائی كه میان امام و اهل كوفه مبادله شده است ، نامه‏هائی كه میان‏ امام و اهل بصره مبادله شده است ، نامه‏هائی كه خود امام قبلا برای معاویه‏ نوشته است ( از اینجا معلوم می‏شود كه امام خودش را برای قیامی بعد از معاویه آماده می‏كرده است ) ، نامه‏هائی كه خود دشمنان برای یكدیگر نوشته‏اند ، یزید برای ابن زیاد ، ابن زیاد برای یزید ، ابن زیاد برای عمر سعد ، عمر سعد برای ابن زیاد ، كه متن همه اینها در تاریخ اسلام مضبوط است . لذا قضایای كربلا ، قضایای روشنی است و سراسر آن هم افتخار آمیز است . ولی ما چهره این حادثه تابناك تاریخی را تا این مقدار مشوه و بزرگترین خیانتها را به امام حسین علیه السلام كرده‏ایم كه اگر امام حسین‏ علیه السلام در عالم ظاهر بیاید و ببیند ، خواهد گفت كه شما بكلی قیافه‏ حادثه را تغییر داده‏اید . آن امام حسینی كه شما در خیال خودتان رسم‏ كرده‏اید كه من نیستم ، آن قاسم بن الحسنی كه شما در خیال خودتان رسم‏ كرده‏اید كه برادرزاده من نیست آن علی اكبری كه شما در مخیله خودتان‏ درست كرده‏اید كه جوان با معرفت من نیست ، آن یارانی كه شما درست‏ كرده‏اید كه آنها نیستند . ما قاسمی درست كرده‏ایم كه آرزویش فقط دامادی‏ بوده ، آرزوی عمویش هم دامادی او بوده ! این را شما با قاسمی كه در تاریخ بوده است مقایسه كنید ...»

خلاصه اینکه: برای گریاندن مردم آنقدر نقل های صحیح و جانسوز داریم که نیازی به نقل روضه های مشکوک نداشته باشیم، مخصوصا از طرف دانشجویان که بیش از همه شعار عقلانیت می دهند.


تاریخ آخرین ویرایش:- -