تبلیغات
وبلاگ سرگرمی و تفریحی هانوفر سایه - دلخوری برادرزاده صادق هدایت از صدا و سیما


درباره وبلاگ:


آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها :


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

دلخوری برادرزاده صادق هدایت از صدا و سیما

نوشته شده توسط:saye sayan
شنبه 24 اردیبهشت 1390-02:46 ق.ظ

قهوه تلخ

به گفته نویسندگان “قهوه تلخ” این فقط اختلافات سازندگان سریال قهوه تلخ با مسوولان صدا و سیما نبود که این مجموعه طنز تاریخی را از سریالی تلویزیونی به اثری برای شبکه نمایش خانگی تبدیل کرد، بلکه علاوه بر آن مخالفت مسوولان جام جم با طنز درباره دوره قاجار، داستان قهوه تلخ را به سال ها قبل از آن برد؛ سال هایی که اطلاعات تاریخی چندانی از رخدادهای آن وجود ندارد و همین امر خشایار الوند و امیرمهدی ژوله، نویسندگان سریال قهوه تلخ را به نقل داستانی در محدوده زمانی سال های ۱۱۹۸ تا ۱۲۰۳ ترغیب کرد تا به گفته آن ها در بی مکان و زمانی، عنصر تخیل را با تاریخ ممزوج کنند و درباری خلق کنند و شاهی را به تصویر بکشند که کاریکاتوری از شاهان قاجار است .

جهت خواندن به ادامه مطلب مراجعه کنید …

نویسندگان قهوه تلخ در گفت وگو با “تاریخ ایرانی” مطالب دیگری هم در خصوص این سریال بیان می کنند که در پی می آید :

• از زمان ساخت سریال باغ مظفر ایده ای مطرح بود که پادشاهی قاجاری تعریف شود که آنقدر عملکرد بدی داشته که خاندان قاجار خودشان این شاه را از تاریخ حذف کردند؛ نوادگان قاجار علاوه بر حذف این شاه از تمام کتب تاریخی، هر مورخی که درباره این شاه می نوشت را می کشتند و هر کسی که دنبال کشف این شاه بود با خطر مواجه می شد، چون آبروی این خاندان می رفت. اتفاقا یکی از کسانی که درصدد اطلاع از رخدادهای این دوره تاریخی است، با نوشیدن یک فنجان قهوه به همان دوره منتقل می شود و از نزدیک با وقایع آن دوره آشنا می شود و اینکه چه گذشته که خاندان قاجار این شاه همخون شان را از تاریخ حذف کردند. با توجه به این ایده مطالعاتی که ما از طریق کتاب و اینترنت داشتیم، معطوف به دوره قاجار بود، از قبل از قاجار تا چگونگی به قدرت رسیدن آقا محمد خان. در ابتدا قرار بود کار با تلویزیون انجام شود، اما تلویزیون از اینکه طنز ما درباره دوره قاجار باشد استقبال نکرد.

• دلیل عدم استقبال تلویزیون این بود که می گفتند این سیاست دوره پهلوی بود که قاجار را می کوبیدند تا بگویند ما خوبیم، ما اگر می خواهیم دوره ای را نقد کنیم، باید دوره پهلوی را نقد کنیم. اما چون ما دنبال فضا ها و رنگ ها و قصه ها و ادبیات دوره قاجار بودیم، سعی کردیم این قصه را به قبل از قاجار بیاوریم که هم آن مشکل حل شود و هم از فضای قاجاری زیاد دور نشویم. بنابراین آنچه می بینید اعم از طراحی لباس صحنه، گریم ها و اسامی در واقع نوعی بازی با مناسبات و رفتار دوره قاجاری است، مشابه آن ها نیست اما به آن فضا ها نزدیک است، مثلا خیلی از اداراتی که شکل گرفته متعلق به دوره اواسط قاجار است، منتهی ما تقدم و تاخر آن را تغییر دادیم که ملات داستانی داشته باشد.

• ما یک مخبرالدوله سر سعدی در این سریال داریم، جهانگیر هدایت برادرزاده صادق هدایت که مخبرالدوله زمان قاجار جد آن ها است، انتقاد کرده که جد ما آدم خوبی بوده، کمااینکه هنوز که هنوز است اسمش را از روی چهارراه مخبرالدوله برنداشتند، چرا در سریال قهوه تلخ او را مسخره کردند؟ یعنی ببینید برای یک تشابه اسمی شکایت کردند، آن هم در این سریال که اسامی بر اساس مشاغل آن ها انتخاب شده و مخبرالدوله یعنی کسی که خبر می آورد که حالا این مخبرالدوله می تواند متعلق به زمان کریم خان باشد یا قاجار.

• یا یک خانمی شکایت کرده که نام خانوادگی من دَوَلو است، از روزی که قهوه تلخ آمده همه به من دُولو می گویند. در این حد هم که ما بی زمان و بی مکان هستیم افرادی مدعی توهین سریال وجود دارند. حالا اگر سریال درباره دوره قاجار بود، الان همه نوادگان قاجار در داخل و خارج از کشور از ما شاکی می شدند. این دلیل اصلی همان بی مکان و بی زمانی بود، از طرفی ما احتیاج داشتیم دربار جعلی درست کنیم، شاهی که خودش تاجگذاری کرده و خودش، خودش را شاه می داند، چون گرچه در این مقطع تاریخی دولت مرکزی خیلی ثبات نداشته، ولی بهرحال عده ای شاه بودند که نامشان در تاریخ ثبت شده مثل جعفر خان زند و دیگر اعضای خاندان زندیه که هر چند صباحی یکی از آن ها شاه می شد. نیاز داشتیم درباری مستقل از شیراز که مرکز حکومت بوده را در اینجا راه بیندازیم. این دو دلیل گرایش ما به داستانی بی زمان و بی مکان بود.

• اگر زندیه سر کار می ماند، تاریخ ایران تفاوت می کرد. قومی بر سرکار آمدند که اصلا ایرانی نبودند، دلشان برای منابع و خاک و فرهنگ این کشور نمی تپید، به شدت کینه جو و انتقام جو بودند و تمام قراردادهای ننگین تاریخ در دوره قاجار بسته شده است.

• هر کدام از پادشاهان قاجار را که تحلیل کنیم سمبل یک رذیلت اخلاقی بودند، آقا محمد خان خونخوار بود، ناصرالدین شاه زن باره بود. اتفاقات ناگواری در دوره قاجار در ایران رخ داد. دوره ای بود که قائم مقام فراهانی و امیرکبیر کشته شدند، بسیاری از مصلحین از بین رفتند و علاوه بر آن خاک و منابع کشور از دست رفت.

• مستشار در سری آخر دو بار پیش روانپزشک رفته و هنوز برای مخاطب روشن نشده که آیا او دیوانه است، اینهایی که در دربار می بیند تصورات تاریخی و ذهن بیمار اوست، یا این اتفاقات واقعا افتاده و این حاصل توهم روانپزشک است. مستشار فردی است که مشکل دارد و مانند پرنده ای که در قفس است سرش را به اینسو و آنسو می کوبد تا بتواند تغییری ایجاد کند که ناکام می ماند. خب اگر قرار بود ما در داستان از شخصیت های مثبت استفاده کنیم، اولین سووالی که از ما می پرسیدند این بود که این شخصیت مثبت کیست، چرا جزو این یا آن قشر و صنف نیست چون افراد مثبت و فهمیده از نظر برخی ها باید جزو فلان گروه و صنف باشند. اگر قائل به این شخصیت پردازی می شدیم دیگر نمی شد کمدی ساخت و کار طنز کرد. ما ۵ سال را در نظر گرفتیم از ۱۱۹۸ تا ۱۲۰۳ که این حاکمان آنقدر عملکرد بدی داشتند که محو شدند، خب اگر چهره های خوب و فهمیده ای در آن مقطع بود ردی از آن ها می ماند و محو نمی شدند.

• واقعه تاریخی دیگری که خیلی دور نیست و مستند آن هم موجود است ترور ناصرالدین شاه توسط میرزا رضا کرمانی است. میرزا رضا پس از ترور و کشتن شاه بازداشت شد و مورد بازجویی قرار گرفت که مفتش ها متن آن بازجویی ها را مستند کردند. هنوز بحث می کنند که آیا میرزا رضا فردی سیاسی بود، ترور سیاسی بود، سید جمال الدین اسدآبادی از طریق میرزا رضا، ناصرالدین شاه را ترور کرد، یا فردی بود که عمال دربار ناصرالدین شاه به پارچه فروشی اش رفتند و پارچه خریدند و پولش را هم ندادند و وقتی میرزا رضا برای طلب پول پارچه ها رفت، او را مورد ضرب و شتم قرار دادند و به طویله انداختند، به عبارتی فردی بود که درگیری مالی با یک درباری پیدا کرد و عقده اش را با کشتن شاه خالی کرد. هنوز نمی دانیم که نیت میرزا رضا سیاسی بود یا فردی، انتقام جویانه بود یا در جهت رهایی ملت. غیر از آن شما بروید کتاب تاریخ سوم راهنمایی سال های ۵۶، ۶۶، ۷۶ و ۸۶ را با هم مقایسه کنید، در آن ها روایت های کاملا متضادی هست و مشخص است که متولیان فرهنگی دوره های مختلف نگاه خودشان را در نقل تاریخ اعمال می کردند.

• من از افرادی که تاریخ می دانند و می خوانند و سریال قهوه تلخ را می بینند، برای اینکه لذت ببرند می خواهم دانسته های تاریخی شان را قبل از فشار دادن دکمه پخش، کنار بگذارند. این کار را به عنوان یک اثر طنز با پس زمینه ای از تاریخ نگاه کنند. اگر با ذهنیت و اطلاعات تاریخی خود به این سریال نگاه کنند ممکن است هزار ایراد و اشتباه پیدا کنند که البته خیلی از آن دغدغه ما نبوده، خیلی از آن ها عمدی بوده و یا بسیاری از آن ها هم به علت ناآگاهی بوده است.

منبع:آینده نیوز (ayandenews.com)

 



منبع:
http://hannover.ir

تاریخ آخرین ویرایش:- -